نطق کور

قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند...
نویسنده : زنده وار - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۳
 

"دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت

با منِ راه نشین باده ی مستانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد

قدسیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه ی فال به نام منِ دیوانه زدند

ما به صد خرمن پندار ز ره چون نرویم

چون ره آدم خاکی به یکی دانه زدند

آتش آن نیست که بر شعله ی او خندد شمع

آتش آنست که در خرمن پروانه زدند

کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف عروسان سخن شانه زدند..."

 

--------------------------

 

گفتنیا رو حافظ گفت...